يك شنبه ۳ شهريور ۱۳۹۸
📄
باید به مکتب عقلانی تشیع افتخار کنیم/جلسه یازدهم
۲۷ بازدید
ارسال شده در اخبار
باید به مکتب عقلانی تشیع افتخار کنیم/جلسه یازدهم

حضرت آیت‌الله سبحانی گفتند: جایی که تعبد است مثل تعداد رکعات نماز، تکلیف مشخص است اما جایی که عقل راه دارد، امیر مؤمنان(ع) اولین مسلمانی است که چشم عقلانی ما را گشوده و این نشان می‌دهد که مکتب تشیع، مکتبی کاملا عقلانی است.

به گزارش روابط‌عمومی حوزه علمیه خراسان، جلسه یازدهم از سلسله دروس اندیشه اسلامی با حضور آیت‌الله العظمی جعفر سبحانی در مدرسه علمیه عالی نواب برگزار شد.
حضرت آیت‌الله سبحانی در ابتدا با یادآوری اینکه بحث‌های عقلی، هم مورد پذیرش قرآن است و هم مورد پذیرش اهل‌بیت(ع)، گفتند: منهج اهل‌بیت با منهج قرآن یکی است و همان طور که قرآن حقایق را با ادله مطرح می‌کند، اهل‌بیت(ع) هم عقاید را با دلایل مطرح می‌کنند.
ایشان افزودند: در زمان امیر مؤمنان(ع) کم‌وبیش این مسئله مطرح بود که آیا صفات خدا عین ذات او است یا زائد بر ذات او که حضرت در بخش دوم از خطبه اول نهج‌البلاغه موضع قاطعی را مطرح می‌کنند که اگر مقصود، اتحاد مفهومی ذات و صفات است، مسلما اینگونه نیست، زیرا الله یک مفهوم است و علم، مفهومی دیگر، اما اگر مراد اتحاد مصداقی است، علم، عین ذات خدا است.
ایشان با اشاره به اینکه امام علی(ع) پیامدهای زائددانستن صفات بر ذات را در چهار مرحله بیان می‌کنند، گفتند: اول اینکه «فَمَنْ وَصَفَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَقَدْ قَرَنَهُ»، یعنی اگر کسی ذات را متصف به صفات زائد کند، ذات خدا را مقارن صفات آورده است و دوم اینکه «وَ مَنْ قَرَنَهُ فَقَدْ ثَنَّاهُ»، یعنی کسانی که خدا را نزدیک با صفات قرار داده‌اند، او را دو تا کرده‌اند.
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم ادامه دادند: سوم اینکه «وَ مَنْ ثَنَّاهُ فَقَدْ جَزَّأَهُ»، یعنی کسی که خدا را دو تا کند، او را مرکب دانسته است از ذات و صفات و چهارم نیز اینکه «وَ مَنْ جَزَّأَهُ فَقَدْ جَهِلَهُ»، یعنی هر کس او را تجزیه کند به ذات و صفات، خدا را نشناخته است، چون خدا مرکب می‌شود و مرکب محتاج اجزاء خود بوده و دیگر غنی نیست.
ایشان خاطرنشان کردند: باید افتخار کنیم که در خاندان ائمه چنین آثار عظیمی مثل نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه و احادیثی داریم که در کافی و کتاب‌های دیگر آمده است؛ اما با وجود چنین ادله‌ای، بعدها اشاعره به این معتقد شدند که صفات زائد بر ذات است و معتزله نیز بیانی مجمل دارند.

نمونه دوم؛ خداوند با اشیاء است و از آن‌ها جدا است
حضرت آیت‌الله سبحانی با اشاره به نمونه دیگری از بحث عقلی در بیان اهل‌بیت(ع)، گفتند: حضرت علی(ع) در ادامه خطبه اول می‌فرمایند «[هو] مَعَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ لَا بِمُقَارَنَةٍ وَ غَیْرُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ لَا بِمُزَایَلَةٍ» و در خطبه 152 دو مطلب را بیان می‌کنند که می‌توان توضیح این جمله دانست؛ اول اینکه خدا با اشیاء است اما نه به‌صورت حلولی و دوم اینکه خداوند ازلی است.
ایشان با اشاره به اینکه بیان قسمت اول جمله بالا، دو بخش است، گفتند: اول می‌فرمایند: «بَانَ مِنَ الْأَشْیَاءِ بِالْقَهْرِ لَهَا وَ الْقُدْرَةِ عَلَیْهَا»؛ مراد از اینکه خدا با همه اشیاء حضور دارد، این است که خدا قاهر است و اشیاء مقهور خدا هستند، نه اینکه مانند صوفی‌ها بگوییم حلولی باشد یا مانند برخی عرفا تعابیر زننده‌ای به‌کار ببریم؛ این معیت، قیومی است نه مکانی، همان طور که در جلسات قبل نیز بررسی شد.
ایشان افزودند: بخش دوم نیز اینکه «وَ بَانَتِ الْأَشْیَاءُ مِنْهُ بِالْخُضُوعِ لَهُ وَ الرُّجُوعِ إِلَیْهِ»؛ یک طرف قاهریت است و یک طرف خضوع، یعنی آنجا که خدا با اشیاء است، قاهریت است و آنجا که از اشیاء جدا است، خضوع اشیاء نسبت به خداوند است.
این مرجع تقلید با اشاره به بیان قسمت دوم جمله بالا، گفتند: در این قسمت حضرت، همان تبعات اعتقاد به غیریتِ صفات از ذات خداوند را به‌صورت خلاصه‌تر بیان می‌کنند و حاصلش این است که اگر کسی به زائدیت معتقد باشد، ازلیت خدا را منکر می‌شود.
ایشان تصریح کردند: اول اینکه «مَنْ وَصَفَهُ فَقَدْ حَدَّهُ»، یعنی کسی که خدا را با صفات زائد بر ذات توصیف کند، خدا را محدود کرده است، یعنی ذات را وسط قرار داده و صفات در دور آن مثل دایره آن را محدود کرده است؛ دوم نیز اینکه «وَ مَنْ حَدَّهُ فَقَدْ عَدَّهُ»، اگر خدا را محدود کند، او را شمرده است، یعنی یکی ذاتش و دومی صفاتش که دو واجب پیش می‌آید.
حضرت آیت‌الله سبحانی گفتند: سوم اینکه «وَ مَنْ عَدَّهُ فَقَدْ أَبْطَلَ أَزَلَهُ»، یعنی اگر کسی واجب را بشمارد ازلیت خدا را انکار کرده است که در اینجا دو تفسیر وجود دارد؛ اول تفسیر مرحوم ابن‌میثم در شرح نهج‌البلاغه که می‌گوید؛ تعدد، شأن ممکنات است و در این صورت خدا مرکب خواهد بود و ترکیب با وجوب سازگار نیست، زیرا شأن ممکن، ازلیت نیست.
ایشان ادامه دادند: تفسیر دوم بیان مرحوم طباطبایی است که ازلی نباید مسبوق به غیر باشد، یعنی ابتدا نداشته باشد، اما اگر بگوییم ذات خدا غیر صافتش است، ذات را در مرتبه دوم قرار داده‌ایم که مسبوق به غیر می‌شود، زیرا اگر در مرتبه ازلیت، چیز دیگری با او مقارن باشد ازلیت از بین می‌رود، یعنی در سطح ابتدای وجود نباید چیزی باشد و کسی که خدا را حد زده، حد را ابتدا قرار داده و ذات را دوم قرار داده است.
ایشان در پایان گفتند: جایی که تعبد است مثل تعداد رکعات نماز، تکلیف مشخص است اما جایی که عقل راه دارد امیر مؤمنان(ع) اولین مسلمانی است که چشم عقلانی ما را گشوده و این نشان می‌دهد که مکتب تشیع، مکتبی کاملا عقلانی است.
معظم‌له افزودند: امروز مسائلی در جامعه مطرح است که در کتاب‌های کلامی قبلی ما نبوده و 12 شبهه از آن را در جلسات آینده بررسی خواهیم کرد که برای آن باید بحث‌های عقلی خود را محکم کنیم، بحث‌های عقلی که استعداد ما را بگشاید تا بتوانیم شبهات را پاسخ دهیم. 

  • (۰) دیدگاه
  • نام شما
    دیدگاه شما [ضروری]
    ايميل شما
    كد داخل تصویر را وارد نمایید [ضروری]
    (بارگذاری تصویر ديگر)
گزارش نشست
ارتباط با ما

آدرس: مشهد مقدس، حرم مطهر رضوی‌(علیه‌السلام)، خیابان آیت‌الله شیرازی، جنب مسجد ملاهاشم

تلفن: 32259559/ 32214133-051

رایانامه:h.navab@chmail.ir

ارسال پیام
اشتراک خبرنامه
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روابط‌عمومی مدرسه علمیه عالی نواب مشهد است.