چهار شنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۶
📄
در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین ایازی مطرح شد؛ / وضعیت تحصیلی مدرسه نواب، قبل از انقلاب
۴۴۵ بازدید
ارسال شده در گفت و گو
وضعیت تحصیلی مدرسه نواب، قبل از انقلاب

مدرسه نواب ـ حجت‌الاسلام والمسلمین ایازی، استاد درس خارج حوزه علمیه خراسان در گفت‌وگویی صمیمی به چند سؤال درباره مدرسه علمیه عالی نواب پاسخ داده‌اند.

 

به گزارش خبرنگار روابط‌عمومی مدرسه علمیه عالی نواب، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا ایازی، استاد سطوح عالی حوزه علمیه خراسان از طلاب قدیمی و پرورش‌یافته مدرسه علمیه عالی نواب است که در خصوص این مدرسه با ایشان گفت‌وگویی صمیمی داشتیم:

 

کمی از تاریخچه طلبگی خود و حضور در مدرسه نواب بفرمایید:

این مدرسه حدود چهارصد سال قبل در زمان صفویه ساخته شده است و بزرگان زیادی مثل آیت‌الله سیدحسن بجنوردی در آن حضور داشته‌اند. خیلی از روحانیان بزرگ امروز مثل حاج‌آقای موسوی‌نژاد، محامی، معینی،‌ آقایان سیدان و دیگران، قبلا طلبه مدرسه نواب بوده‌اند.

نزدیک چهار سالم بود که با خانواده به مشهد آمدیم. زمانی که سال ششم را تمام کردم در سال 1334 شمسی، روزی در تابستان با مرحوم پدرم به حرم می‌رفتیم، در راه به من گفت: می‌خواهی طلبه بشوی یا به دبیرستان بروی؟ اگر به دبیرستان می‌روی،‌ برایت چرخ می‌خرم، تابستان را خوش بگذران و بعد هم درس بخوان،‌ اگر می‌خواهی طلبه شوی هم خوبی‌های زیادی دارد. البته دوست نداشت زیاد اصرار کند ولی خوبی‌هایی از طلبه‌ها گفت، برادرم را مثال زد که طلبه جوانی بود و گفت: ببین برادرت در محله و اجتماع آبرومند است، چون ایشان تازه داماد مرحوم سیدهاشم نجفی میردامادی (پدربزرگ مادری رهبر معظم انقلاب) شده بود.

گفتم: طلبه می‌شوم. وقتی از حرم برگشتیم دیگر خانه نرفتیم و مستقیم به مدرسه نواب آمدیم. آخرین اتاق قسمت بالا اتاق برادرم بود و من را هم به آنجا بردند و رسما طلبه شدم. در همان تابستان هم درس را شروع کردم و برادرم نیز مراقبت می‌کرد که درس بخوانم.

مرحوم سیدجعفر واعظی پسر مرحوم سیدمرتضی واعظی و دوست مرحوم دهشت نیز نزدیک ما اتاق داشت که برادرم من را به او سپرد و مشغول جامع‌المقدمات شدیم. این مرحوم خیرخواهانه برای ما زحمت می‌کشید. مثلا وقتی انموزج می‌خواندیم، می‌گفت: «قال»ها را حفظ کن، «اقول»ها را هم مطلبش را بگو؛ کتابی که در آن زمان هم خیلی‌ها آن را نمی‌خواندند.

در تربیت ما نیز زحمت زیادی می‌کشید، یک روز که از طبقه بالا نگاه می‌کردم، در کنار حوض چند نفر با هم بحث شدیدی می‌کردند، مرحوم سیدجعفر آمد، گوشم را کشید و گفت: تو نباید به این چیزها کار داشته باشی، برو اتاقت. همین شد که دیگر نمی‌ایستادم و گاهی اصلا مطلع نمی‌شدم که چه اتفاقی در مدرسه افتاده است.

کیفیت درس خواندن دو نوع بود، اول اینکه واقعا طلبه به‌طور جدی مشغول درس بود، استاد خوب یا مراقب خوبی داشت، چون برنامه و الزامی نبود، اما دوم، کسانی هم بودند که اصلا درس نمی‌خواندند و بیکار می‌گذراندند و کسی هم به آن‌ها کار نداشت.

در زمان ما مرحوم حاج میرزااحمد کفایی متصدی مدرسه بود و خیلی دوست داشت که از درس طلاب مواظبت کند و شرایطی هم برای طلاب مدرسه قرار داده بود که شهریه مدرسه را با آن شرایط پرداخت می‌کرد. از بیست تومان یادم است که شروع شد و کم‌کم بیشتر شد، آن هم در زمانی که آیت‌الله میلانی پنج تومان شهریه می‌دادند.

مبنای مدرسه این بود که به همه شهریه بدهند ولی امتحان هم می‌گرفتند، البته تازه چنین امتحاناتی در حوزه علمیه شروع شده بود، در یکی از اتاق‌های مدرسه، مرحوم شانه‌چی، مرحوم شاه‌چراغی و دو نفر دیگر امتحان می‌گرفتند. امتحان به صورت شفاهی بود و یادم است که از اسم زمان و مکان و اوزان افعال مزیدفیه از من پرسیدند. البته با همان یک امتحان تا پایان حضور در مدرسه نواب، شهریه پرداخت می‌شد.

مدرسه حدود صد طلبه داشت و اتاق‌های آن معمولا دو نفره بود،‌ یک نفر که شب‌ها در مدرسه بود و یک متأهل که شب‌ها به خانه خود می‌رفت. بیشتر دروس تا سطح را با حاج‌آقای خزاعی مباحثه می‌کردیم، تابستان‌ها نیز معمولا درس می‌خواندیم مثلا باب چهارم مغنی را نزد شیخ محمدرضا مهامی در تابستان خواندیم.

البته بیشتر دروسم را نزد اساتید خصوصی خواندم، مثل حاج‌آقای موسوی‌نژاد، شیخ محمدباقر معینی، سیدجعفر سیدان، مرحوم آقای اشکذری، شیخ رضا و شیخ محمدرضا محامی. البته از اساتید عمومی نیز استفاده می‌کردم،‌ مثلا ادبیات را پیش آقای حجت هاشمی در مسجد گوهرشاد خواندم، در آن زمان درس آقای ادیب تازه مشهور شده بود ولی من نرفتم.

 

چه تعداد درس در مدرسه برگزار می‌شد؟

در مدرسه نواب دروس خصوصی زیاد بود، مثلا در درس آقای محامی، من به همراه مرحوم آقای عبادی، آقای کلباسی، مرحوم حاج‌آقای واله، آقای خزاعی و چند نفر دیگر بودیم.

در دروس عمومی نیز درس شیخ هاشم قزوینی بزرگ‌ترین درس بود که از سایر حوزه‌ها هم می‌آمدند. آقای اشکذری هم درس خوبی داشت که متأسفانه زود مرحوم شد. دوره آخر درس شیخ هاشم قزوینی، مکاسب و کفایه را شرکت کردم که این درس‌ها در کنار درس خارجشان بود و شاگردانی مثل آقای طبسی و رهبری و کسانی دیگر در آن شرکت می‌کردند.

بعد از فوت ایشان نیز باقیمانده کفایه را با چند نفر از آقای اشکذری تقاضا کردیم و پیش ایشان رفتیم.

 

 

آیا برنامه جنبی هم برگزار می‌شد؟

در آن زمان برنامه جانبی به معنای امروز نبود که مقداری از آن خوب است و برخی برنامه‌ها هم طلبه‌ها را عقب انداخته و از رشد کمّی جلوگیری می‌کند. اگر هم بود، خصوصی بود و دروسی مثل معارف گفته می‌شد آن هم توسط مرحوم شیخ هاشم قزوینی، میرزا جوادآقا تهرانی و آقای میلانی.

 

با رهبری در مدرسه برخورد داشتید؟

رهبری هم در آن زمان در مدرسه نواب حضور داشتند ولی بیشتر از جهت اینکه فامیل برادرم بودند در بعضی از مجالس با ایشان هم‌صحبت می‌شدم و در مدرسه با هم برخوردی نداشتیم.

 

وضعیت موقوفات مدرسه چگونه بود؟

موقوفات مدرسه خوب بود و شهریه نیز از محل موقوفات پرداخت می‌شد، اما مدرسی در روبه‌روی در ورودی انتهای حیاط وجود دارد که در آن زمان مسجد بود و در بنای فعلی مدرس شده است و باید دوباره احیا شود. مرحوم میرزا احمد مدرس امام جماعت آن بودند و بعد از آن نیز کسانی دیگر.

 

وضعیت فعالیت‌های انقلابی چگونه بود و توسط چه کسانی انجام می‌شد؟

در مرحله اول که سال 1342 بود، افرادی بودند که فعالیت می‌کردند،‌ ما هم معمولا در یکی از اتاق‌های بالا شب‌ها اعلامیه‌ها را رونویسی می‌کردیم و با کاربن آن‌ها را زیاد کرده و روزها آن‌ها را تقسیم می‌کردیم. آقای محامی، حاج‌آقای طبسی، رهبری و آقای هاشمی‌نژاد بیشتر از همه فعالیت داشتند.

 

روحیات معنوی و ذی طلبگی، نسبت به امروز چگونه بود؟

در ابتدای صحبت طلاب را تقسیم کردم،‌ وضعیت معنوی نیز مثل درس بود. اما امروز نیز مثل آن موقع طلبه‌های موفق‌تر در مسائل معنوی وجود دارند.

درباره ذی طلبگی اما در آن زمان بیشتر رعایت می‌شد و اقتضای جامعه اینگونه بود، کسی که طلبه می‌شد و کمی بالا می‌رفت، ظاهرش را درست می‌کرد، چه درس می‌خواند و چه نمی‌خواند.

درباره درس‌خواندن تحت برنامه نیز باید بگویم از جهاتی بهتر است، یعنی طلبه‌های تحت برنامه امروزی از مجموعه طلاب گذشته بهتر هستند،‌ البته افرادی که خودشان به درس اهمیت می‌دادند و خوب می‌خواندند از برخی طلاب الان بهتر بودند.

اما متأسفانه امروز فکر می‌کنند مدرک را که گرفتند عالم کامل شده‌اند و بعد از مدرک دیگر درس را کنار می‌گذارند ولی در آن زمان اینگونه نبود و فرهنگ قدیمی طلبگی اینگونه بود که هم درس می‌خواندند و هم درس می‌گفتند.

 

در پایان اگر توصیه‌ای به طلاب دارید، بفرمایید؟

طلبه‌ها باید قدر امکانات امروز را بدانند و اصلا نمی‌توان این امکانات را با گذشته مقایسه کرد، به یاد دارم که مکرر از مدرسه نواب به بازارچه حاج‌آقا‌جان می‌رفتم، یک ریال ترشی می‌خریدم و می‌آمدم و نان با ترشی می‌خوردم، فراوان آب‌دوغ‌خیار و سیب‌زمینی پخته و کمی نعنا می‌خوردیم و گله هم نداشتیم چون همه اینگونه بودند. اما الان در مدارس معمولا دو وعده غذای حاضر به طلبه داده می‌شود.

شیخ یعقوب واعظی که چند سال هم در مدرسه نواب امام جماعت بود، می‌گفت: زمانی شیخ هاشم قزوینی به من گفتند: کوپن زغال به من داده‌اند، برو بگیر و بیاور برای زمستان. یعنی استاد کل حوزه از زغال کوپنی برای گرم‌شدن زمستانش استفاده می‌کرد و آن هم گاهی به دستشان می‌رسید. شیخ یعقوب می‌گفت: رفتم با درشکه زغال را به خانه استاد بردم و دو نفری با استاد کیسه زغال را تا داخل بردیم.

یعنی امکانات محدود بوده است، اما طلبه امروز با این امکانات، خدایی نکرده، کاهل باشد یا یک روز در میان به درس بیاید بسیار بد است. چیزهایی هم تازه راه افتاده است، مثل تعطیل کردن درس برای سفر زیارتی و روحانی کاروان بودن کربلا و مکه در ایام درسی که متأسفانه برخی اساتید هم این کار را انجام می‌دهند، این‌ها گرفتاری‌هایی است که نباید در زمان درسی باشد.

البته اداره اوقاف هم به روحانی کاروان نیاز دارد ولی باید اعتدال رعایت شود. من حتی مخالف جذب طلبه در ادارات نیستم، چون اگر در اداره‌ای، یک طلبه متدین حضور داشته باشد بسیار مؤثر است، اما باید چاره‌ای اندیشید که نظم حوزه از بین نرود.

  • (۰) دیدگاه
  • نام شما
    دیدگاه شما [ضروری]
    ايميل شما
    كد داخل تصویر را وارد نمایید [ضروری]
    (بارگذاری تصویر ديگر)
👥
گفت‌و گوها
گزارش نشست
ارتباط با ما

آدرس: مشهد مقدس، حرم مطهر رضوی‌(علیه‌السلام)، خیابان آیت‌الله شیرازی، جنب مسجد ملاهاشم

تلفن: 32259559/ 32214133-051

رایانامه: news@h-navvab.ir

ارسال پیام
اشتراک خبرنامه
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روابط‌عمومی مدرسه علمیه عالی نواب مشهد است.