دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸
📄
جلسه یازدهم سخنرانی استاد قرائتی / نکات تفسیری آیات 23 تا 27 سوره مبارکه القصص
۷۵۷ بازدید
ارسال شده در
نکات تفسیری آیات 23 تا 27 سوره مبارکه القصص

جلسه یازدهم : مهارت های تبلیغ در قرآن

استاد: حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی

مدرسه علمیه عالی نواب مشهد مقدس18/3/1396 (سیزدهم  رمضان المبارک 1438)

موضوع: نکات تفسیری آیات 23 تا 27 سوره مبارکه القصص

بسم الله الرحمن الرحیم

« وَ لَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأَتَینْ‏ تَذُودَانِ  قَالَ مَا خَطْبُکُمَا  قَالَتَا لَا نَسْقِى حَتىَ‏ یُصْدِرَ الرِّعَاءُ  وَ أَبُونَا شَیْخٌ کَبِیرٌ(23) فَسَقَى‏ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلىَّ إِلىَ الظِّلّ‏ فَقَالَ رَبّ‏ إِنىّ‏ لِمَا أَنزَلْتَ إِلىَ‏ مِنْ خَیرْ فَقِیرٌ(24) فجَاءَتْهُ إِحْدَئهُمَا تَمْشىِ عَلىَ اسْتِحْیَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبىِ یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ لَنَا  فَلَمَّا جَاءَهُ وَ قَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تخَفْ  نجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّلِمِینَ(25) قَالَتْ إِحْدَئهُمَا یَأَبَتِ اسْتَجِرْهُ  إِنَّ خَیرْ مَنِ اسْتَجَرْتَ الْقَوِىُّ الْأَمِینُ(26) قَالَ إِنىّ‏ أُرِیدُ أَنْ أُنکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتىَ‏ هَتَینْ‏ عَلىَ أَن تَأْجُرَنىِ ثَمَنىِ‏ حِجَجٍ  فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِکَ  وَ مَا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ سَتَجِدُنىِ إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّلِحِینَ(27) »

و هنگامى که موسى (علیه السّلام) به (چاه) آب مدین رسید گروهى از مردم را در آنجا دید که چهارپایان خود را سیراب مى‏کنند و در کنار آنها دو زن را دید که مراقب گوسفندان خویش هستند (و به چاه نزدیک نمى‏شوند موسى) به آنها گفت کار شما چیست (چرا گوسفندان خود را آب نمى‏دهید) گفتند ما آنها را آب نمى‏دهیم تا چوپان‏ها همگى خارج شوند و پدر ما پیرمرد مسنّى است.

حضرت موسى (علیه السّلام) به (گوسفندان) آنها آب داد سپس رو به سوى سایه آورد و عرض کرد پروردگارا هر خیر و نیکى بر من فرستى من به آن نیازمندم.سپس زمانى که یکى از آن دو به سراغ او آمد درحالى‏که با نهایت حیا گام برمى‏داشت گفت همانا پدرم از تو دعوت مى‏کند تا مزد سیراب کردن گوسفندان را براى ما به تو بپردازد هنگامى که موسى نزد او (شعیب) آمد و سرگذشت خود را شرح داد گفت نترس از قوم ظالمین نجات یافتى.یکى از آن دو (دختر) گفت اى پدر او را استخدام کن چرا که بهترین کسى را که استخدام مى‏توانى کنى آن‏کس است که قوىّ و امین باشد. (شعیب علیه السّلام) گفت من مى‏خواهم یکى از این دو دخترم را به همسرى تو درآورم به این شرط که هشت سال براى من کار کنى و اگر آن را تا ده سال افزایش دهى محبّتى از ناحیه تو است من نمى‏خواهم کار سنگینى بر دوش تو بگذارم و ان شاء اللّه مرا از صالحان خواهى یافت.

در یک همایشی بین مسئولین وزارت نیرو گفتم علت اینکه شما کل ایران را آب می دهید و کسی از شما تجلیل نمی‌کند اما حضرت موسی چند عدد حیوان را آب دادند  و خدا ایشان راتجلیل کردند در این آیه آمده است.

نکات آیه شریفه:

نکته 1: مظلوم یابی. حضرت موسی از شهرش فرار کرده بود در حالی که‌گرسنه ، تشنه ،غریب وتنها بود اما وقتی متوجه شد کسی نیاز به کمک دارد بهانه نیاوردند. آدمی که تعهد دارد بی تفاوت نیست ولو گرسنه باشد.نباید از مسائلی که در اطرافمان می گذرد بی تفاوت عبور کنیم.

خاطره: وارد مشهد شدم دیدم بزرگترین تابلویی که در شهر است مربوط به کارخانه رب گوجه است،در جلسه ای که با استاندار داشتیم مطلب را بیان کردم و تابلو را عوض کردند.

نکته 2: حضرت موسی بدون دعوت حیوانات را آب دادند . نگوییم کسی از ما دعوت نکرده ، باید خودش از ما دعوت کند ، دعوت نامه رسمی تایپ شده بفرستند و ازاین قسم بهانه ها که در واقع این افراد بزرگی خود را، لابلای این چیزها جستجو می کنند.

نکته 3 : حضرت موسی تنها بودند . منتظر نباشیم گروهی از ما حمایت کنند ، نگوییم ما باید تیم شویم ،هیئت تشکیل دهیم.کاری که لازم شد انجام دهیم منتظر بودجه نباشیم.

خاطره: مرحوم دهشت (ره) قبل از انقلاب به تنهایی خودش یک سازمان تبلیغات بودند و گروهی از طلاب را شب های جمعه به روستا ها می فرستادند . روزی طلبه ها را در منزل آقای ابراهیمی دعوت کردند چون امکانات نداشتیم نگفتیم امکانات نیست بودجه نداریم. خودمان دست به کار شدیم  مقوای را پیدا کردیم به عنوان تخته سیاه ، تیکه ذغالی را به عنوان گچ و جوراب هایمان هم به عنوان تخته پاکن.

نکته 4 :حضرت موسی غریب بودند و در غربت به فکر کمک به مظلوم بودند.

نکته 5 : دختر ها را نمی شناختند و حتی آنها را ندیدند.پس کار کردن شناخت نمی خواهد هر که هست کمک کنید.

نکته 6 : وامدار کسی نبودند ،  پدر دختران را هم نمی شناخت .

نکته 7 : پیش شرط هم نکردند : که درعوض آب دادن به حیوانات به او غذا دهند یا او را پناه دهند.

نکته 8 : هوا گرم بود « ثُمَّ تَوَلىَّ إِلىَ الظِّلّ » نشان می دهد تابستان بوده . موقع خروج از مدین هم با توجه اینکه حضرت موسی با خانواده بودند،  فرمودند « إِنِّی آنَسْتُ ناراً لَعَلِّی آتیکُم‏»(قصص 29) معلوم می شود زمستان بوده پس برای هجرت نباید بهانه زمستان و تابستان را آورد.

نکته 9 : در دعا همیشه خیر را بخواهید و برای خدا موضوع تعیین نکنید.حضرت یوسف دعا کردند « قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنی‏ إِلَیْه‏ »(یوسف 33) خدا دعای او را مستجاب نمود و به زندان برد.حضرت موسی فرمودند :« فَقَالَ رَبّ‏ إِنىّ‏ لِمَا أَنزَلْتَ إِلىَ‏ مِنْ خَیرْ فَقِیرٌ(24) » امام صادق علیه السلام فرمودند حضرت موسی گرسنه بودند با این وجود نمی خواستند حتی کلمه نان را بیاورند. پس نگوییم دعا کنید من زودتر شهید شوم بگویید خدایا آخر عمر ما را را شهادت قرار بده .ما که قرار است روزی برویم چرا سنگی بر سر ما بخورد یا تصادفی کنیم ،خدا یا ما را از این راه ببر.

نکته 10 : «قَالَتْ إِنَّ أَبىِ یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ» از این قسمت آیه معلوم می‌شود درست است که باید انسان اخلاص داشته باشد و بدون مزد کار کنند اما بر دیگران هست که مزد آنها را بدهند.

نکته 11: « إِنىّ‏ أُرِیدُ أَنْ أُنکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتىَ‏ » یعنی اشکال ندارد اگر دامادی مثل حضرت موسی پیدا شد پدر دختر، پیشنهاد ازدواج دهد. أُرِیدُ به قصد جدی می‌گویند.

نکته 12 : « إِنىّ‏ أُرِیدُ أَنْ أُنکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتىَ‏ » حضرت شعیب پیشنهاد یکی از دختران خود را دادند نه دختر بزرگتر را  پس در ازدواج لازم نیست اول دختر بزرگتر برود بعد کوچکتر.

نکته 13 : حضرت موسی در شهر غریب چند حاجت داشت(امنیت ،  همسر ، هزینه برای  مهریه همسر ، شغل ، مسکن و معلم) که حضرت              شعیب همه اینها را برای او فراهم کرد.هشت سال چوپانی هم به عنوان شغل برای او بود هم مهریه دخترش.

 نکته 14: «عَلىَ أَن تَأْجُرَنىِ ثَمَنىِ‏ حِجَجٍ  فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِکَ» در بله برون پدرزن مهریه را پایین بیاورد واختیار مهریه بیشتر را به داماد بدهد مثلا بگوید مهریه 20 سکه اما اگر داماد آن را 30 سکه کند اختیار دارد.اما امروزه برعکس شده است .

نکته 15: « مَا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ  سَتَجِدُنىِ إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّلِحِینَ» نباید در بله برون داماد را به مشقت انداخت ، تالار بگیرم یا نه ، هر چه در وسع داماد است . و کسی که چنین باشد جزء عباد الصالحین است «سَتَجِدُنىِ إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّلِحِینَ». پس در سلام نماز که می گوییم السلام علی عباد الله الصاحین منظور السلام علی هر پدر زنی ست که در بله برون بر داماد سخت نگیرد.

 توصیه استاد: دهها هزار سخنرانی در تلویزیون بدون میان پرده ، موسیقی ،کمک آموزشی  توسط بنده برگزار شده است و همه آنها به خاطر جاذبه ای است که قرآن دارد ، هر چه می توانید از خواب و شعر در سخنرانی هایتان کم کنید و بر استفاده ازقرآن بیفزایید.

  • (۰) دیدگاه
  • نام شما
    دیدگاه شما [ضروری]
    ايميل شما
    كد داخل تصویر را وارد نمایید [ضروری]
    (بارگذاری تصویر ديگر)
گزارش نشست
ارتباط با ما

آدرس: مشهد مقدس، حرم مطهر رضوی‌(علیه‌السلام)، خیابان آیت‌الله شیرازی، جنب مسجد ملاهاشم

تلفن: 32259559/ 32214133-051

رایانامه:h.navab@chmail.ir

ارسال پیام
اشتراک خبرنامه
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روابط‌عمومی مدرسه علمیه عالی نواب مشهد است.