۲۰ خرداد پنجاه و یکمین سالگرد شهادت آیت الله سید محمدرضا سعیدی نخستین مجتهد شهید انقلاب اسلامی ایران

زندگی نامه :

آیت الله سید محمدرضا سعیدی  در دوم اردیبهشت ۱۳۰۸ متولد شد. در کودکی مادرش را از دست داد و تحت نظر پدر، بزرگ شد.

تحصیلات حوزوی را ابتدا در حوزه مشهد شروع و سپس به قم رفت. وی در این دوران در کلاس‌های درس سید حسین طباطبایی بروجردی و سید روح‌الله خمینی شرکت می‌کرد. وی در علوم حوزوی به درجه اجتهاد رسید. مدت زمانی جهت تبلیغ مذهب شیعه به کویت رفت. اما در ۱۳۴۱ و همزمان با شرع نهضت روحانیت به رهبری خمینی، به قم بازگشت. وی از فعالین مبارزاتی بر ضد حکومت پهلوی بود که قسمت عمده‌ای از عمرش را مصروف آن کرد و به فعالیت‌های مختلف پرداخت.

آیت الله سعیدی توسط ساواک ممنوع‌المنبر شده بود، با این وجود در محل‌های دوردست و روستاهای اطراف تهران به فعالیت سیاسی ادامه می‌داد. وی در سال ۱۳۴۵، به دنبال ایراد یک سخنرانی درباره اسراییل دستگیر و به مدت ۶۱ روز زندانی شد. پس از آن در اردیبهشت ۱۳۴۹ و در قضیه ورود سرمایه‌گذاران آمریکایی به ایران، اقدام به انتشار اعلامیه‌ای به زبان عربی، خطاب به علمای کشورهای اسلامی زد و از آن‌ها دعوت به اعتراض و مخالفت نمود. به‌دنبال این اقدام مجدداً دستگیر و در زندان قزل‌قلعه زندانی شد.

سید محمدرضا سعیدی، در روز ۲۰ خرداد ۱۳۴۹، در زندان قزل‌قلعه به دست مأموران کشته شد و در وادی‌السلام قم به خاک سپرده شد.

بر اساس روایت رسمی در زمان حکومت پهلوی، «در سلول‌ها باز بود و برق رفت. زندانی‌های دیگر خفه‌اش کردند»، اما به روایت رسمی در نظام جمهوری اسلامی، «در زیر شکنجه با روغن کشته شد».

آیت‌الله سعیدی، با وجود سختگیری‌های شدید ماموران امنیتی، با عبور از راه‌های مخفی، از ایران به نجف رفت و در آنجا، برای بهتر شناساندن امام به علما و مدرسان حوزه علمیه، بسیار کوشید. سپس به ایران بازگشت و در تفرش به فعالیت‌های خود ادامه داد. بر اثر آزارهای ساواک، وی آنجا را به قصد قم، ترک کرد و سپس با دعوت مردم تهران، مسجد امام موسی بن جعفر (علیه‌السّلام) را در محلۀ دولاب، سنگر خویش قرار داد. وی آن مسجد را پایگاه مبارزاتی چون آیت‌الله امامی‌ کاشانی و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی قرار داد تا در کنار یکدیگر بر اندیشه‌های غیرالهی بتازند.

سرانجام، ماموران ساواک که از فعالیت‌های آن مبارز خستگی‌ناپذیر، به ستوه آمده بودند، ایشان را دستگیر کردند. او در زندان قزل قلعه، در سلولی انفرادی زندانی شد. مدت ۱۰ روز، به شدیدترین وجهی شکنجه شد. در نهایت، ساواک دستور گرفت با اجرای قتل آیت‌الله سعیدی، دیگر مبارزان را بترساند و از این‌گونه اعمال برحذر بدارد.

سرانجام ماموران ساواک، در سلول انفرادی با پیچیدن عمامه دور گردن ایشان او را به شهادت رساندند.

آیت الله سعیدی درباره امام خمینی (ره) می فرمایند:

«حضرت امام شبیه‌ترین عالمان نسبت به ولی الله، امام زمان (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) و آباء طاهرینش می‌باشد.» «مرا بگیرید و به بند و حبس کشید، تا آن وقت از من سلب مسؤولیت شود، چه اگر آزاد باشم، فریاد می‌زنم، حقایق را می‌گویم و افشاگری می‌کنم. من این لباس را پوشیده‌ام و از بیت المال امرار معاش می‌کنم، که پاسدار اسلام و وفادار به رهبرم، امام خمینی باشم…. بنابراین باید فریاد بزنم و جز این چاره‌ای ندارم.»

امام خمینی (ره) در پیامی در پی شهادت این مجتهد شهید می فرمایند:

بسمه تعالى

خدمت عموم فضلا و محصلین حوزه هاى علمیه- ایدهم اللَّه تعالى.

حوادث اخیر ایران که قتل مرحوم سعیدى مترتب بر آنهاست، موجب کمال تأثر است. این تنها مرحوم سعیدى نیست که با این وضع اسف  انگیز در گوشه زندان از پاى درمى آید بلکه چه بسا افراد مظلوم و بی گناه به جرم حقگویى در سیاه چالهاى زندان، مورد ضرب و شَتْم و شکنجه  هاى وحشیانه و رفتار غیرانسانى قرار مى گیرند. این خوان یغما که مدتهاست مورد هجوم چپى و راستى قرار گرفته و گاهى با صراحت تقسیم گردیده، اکنون با عناوین دیگر با کمال عوام فریبى نقشه کشى شده و مورد تقسیم قرار گرفته است. از طرفى کارشناسان چپى که مقصود آنها اسارت شرق و ملل اسلامى است، به اسم تأسیس کارخانه ذوب آهن (که نفع آن براى استعمار و کسب وجهه دستگاه جبار بیشتر از نفعى است که به ملت مى رسد) و از طرف دیگر کارشناسان و سرمایه داران بزرگ امریکا به اسم عظیمترین سرمایه گذارى خارجى براى اسارت این ملت مظلوم به ایران هجوم نموده اند . سرمایه دارانى که بنا به نوشته بعضى از روزنامه  ها هر لحظه از عمرشان دهها هزار دلار قیمت دارد، باید دید براى چه منظور در تهران اجتماع مى کنند؟ آیا براى غمخوارى و انسان دوستى است؟! کسانى که دنیا را به خاک و خون کشیده اند و دهها هزار انسان را براى شهوات به زیر خاک کرده اند در اینجا دوست صمیمى ما هستند یا نفوذ دولت ایران و عظمت شاه موجب این امر است؟! (این را هم همه مى دانند) یا سودجویى سیاسى و اقتصادى با دامنه وسیع آن، که پایگاهش ایران و دنبال آن سایر ممالک اسلامى و دیگر ممالک شرقى است از یک طرف و خودباختگى دستگاه ننگین ایران در مقابل استعمار چپ و راست از طرف دیگر، موجب این بدبختیهاست؟!

ملت ایران بداند که اگر خداوند متعال به این دستگاه خودباخته در مقابل اجانب، و جبار در مقابل ملتها مهلت دهد این آخرین چوب حراج نیست که به مخازن زیرزمینى و روى زمینى این کشور زده شده است؛ باید منتظر بالاتر باشند، اگر بالاترى باشد! اکنون زراعت، صنعت، معادن، منابع جنگلى و حتى توزیع متاع در سراسر کشور و جلب سیاحان را در اختیار آنان خواهند گذاشت و براى ملت ایران جز باربرى و کارگرى براى سرمایه داران و ذلت و فقر و فاقه چیزى نخواهد ماند. شما از خواب هایى که براى این کشورها دیده اند اطلاع ندارید.

اینجانب کراراً خطر دولت اسرائیل و عمال آن را به ملت گوشزد کردم که باید مقاومت منفى کنند و از معاملات با آنها احتراز جویند. اکنون راه را براى مصیبت بزرگترى باز کرده  اند و ملت را به اسارت سرمایه داران مى خواهند درآورند. بر رجال دینى و سیاسى و جوانان مدارس دینى و دانشگاه و بر همه طبقات لازم است که قبل از اجرا شدن این واقعه و نتایج مرگ بار آن اعتراض کنند؛ به دنیا برسانند که این قراردادها مخالف رأى ملت است.

اینجانب اعلام مى کنم هر قراردادى که با سرمایه داران امریکا و دیگر مستعمِرین بسته شود، مخالف خواست ملت و مخالف احکام اسلام است. وکلاى مجلسیْن ایران چون منتخب ملت نیستند رأى آنها قانونى نیست و مخالف قانون اساسى و خواست ملت است. در این قضایا باید با نظارت مقامات بی طرف جهانى رفراندم شود تا خواست ملت معلوم  گردد. من قتل فجیع این سید بزرگوار و عالم فداکار را- که براى حفظ مصالح مسلمین و خدمت به اسلام جان خود را از دست داد- به ملت اسلام عموماً و خصوصاً به ملت ایران تعزیت مى دهم و از خداوند متعال رفع شرّ دستگاه جبار و عمال کثیف استعمار را مسئلت مى نمایم. والسلام على من اتبع الهدى.

 روح اللَّه الموسوى الخمینى.

نویسنده: رضا توکلی تولایی

نظرات شما برای ما ارزشمند است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

آخرین اخبار